نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بار ستم یار، گران است و گران نیست

جانبازی عشاق، زیان است و زیان نیست

یارب چه شنیده ست ز اغیارکه امروز

با ما نگه یار همان است و همان نیست؟

حرفی ز دهانش به زبان است دهان کو؟

رازی ز میانش به زبان است و زبان نیست

بویی نه و رنگی ست به رخساره جهان را

درگلشن تصویر خزان است و خزان نیست

گردد به گلو بس که گره، سوخت نفس را

ما را سبق گریه روان است و روان نیست

سرگشته کوی تو شدند آبله پایان

این راه پر از سنگ نشان است و نشان نیست

پیداست حزین از نفست بوی محبت

در جیب تو این مشک نهان است و نهان نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی عشق و مشکلات ناشی از آن می‌پردازد. او بیان می‌کند که عشق و درد ناشی از آن اگرچه به ظاهر سنگین و زیان‌آور به نظر می‌رسد، اما در واقع این احساسات و تجارب در زندگی عمیق‌تر از آن هستند که فقط به عنوان ضرر دیده شوند. شاعر به وضوح از عشق و پیوندهای عاطفی صحبت می‌کند و به عدم وجود محدودیت‌های ظاهری اشاره می‌کند. در نهایت، او به عشق و محبت اشاره می‌کند که در دل و وجود هر انسانی نهفته است، حتی اگر در ظاهر پیداست یا نباشد.