نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

خورشید به حسن یار من نیست

مه را نمک نگار من نیست

محروم بود همیشه عاشق

این است که در کنار من نیست

نومیدی عاشقان قدیم است

مخصوص به روزگار من نیست

جز لخت دل به غم سرشته

در دیدهٔ اشکبار من نیست

خاصیت عشق خاکساریست

زان پیش تو اعتبار من نیست

هر چند ز عشق خاکسارم

کس نیست که خاکسار من نیست

زلف تو بود به سجدهٔ شکر

که آشفته چو روزگار من نیست

منعم چه کنی ز عشق ناصح؟

غم دارم و غمگسار من نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس ناامیدی و درد عاشقانه است. شاعر از غم و عدم محبتی که در زندگی‌اش تجربه می‌کند صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که خورشید و ماه به او یاری نمی‌رسانند. او همیشه تنها و محروم از عشق است و بیان می‌کند که عشق او را خاشع کرده است، اما هیچ کس نیست که به او توجه کند. در نهایت، شاعر به نبود دل‌دار و همراهی اشاره می‌کند و غم خود را با صراحت بیان می‌کند.