شمارهٔ ۲۹۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو میآید
سمن را جان برافشانم، کز او بوی تو میآید
زبان نکتهسنجان در دهان انگشت حیرت شد
تکلّم الحق از چشم سخنگوی تو میآید
اگر خواهی که باز آید دل، ای آرام جان بازآ
علاج وحشت از رم خورده آهوی تو میآید
گشاد تیرهبختان از خم زلف تو میخیزد
شب ما روز کردن، از بر روی تو میآید
حزین، دیر و حرم را مست دارد ذکر توحیدت
به هرجا گوش دادم، بانگ یاهوی تو میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. او بیان میکند که هر چیز زیبایی که به آن اشاره دارد، به نوعی به یاد آن معشوق میافتد. بوی گل سمن، زبان نکهت سنجان و حتی دلشورهها همه تحت تاثیر وجود او هستند. شاعری از محبت و دلتنگی خود میگوید و بیان میکند که اگر معشوق بخواهد، میتواند دل او را مجدد شاد کند. همچنین، ابروهای او به زندگی و روشنایی دیروزش را میبخشد و ذکر او در هر جا طراوت و سرور به ارمغان میآورد. در مجموع، این اشعار نمایانگر عشق عمیق و اثرگذاری حضور معشوق در زندگی شاعر است.