شمارهٔ ۲۹۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
طرب ای دل که یار می آید
گل عشرت به بار می آید
چو گل آشفته کن گریبان را
که نسیم بهار می آید
هیچ دانسته ای که بیکاری
چقدرها به کار می آید؟
هر کجا ذلّتی ست در عالم
بر سر اعتبار می آید
عشق، معراج سربلندی هاست
سر عاشق به دار می آید
گل عزت بود، عزیزش دار
به نظر هر چه خوار می آید
وصل جانانت آرزوست حزین
برو از خود که یار می آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با شوق و شعف به آمدن محبوب اشاره میکند و به استقبال بهار و شادی میرود. او از دلتنگی و انتظار برای یار میگوید و به زیباییهای عشق و احترام به مقام عاشق اشاره میکند. شاعر میگوید که عشق باعث سربلندی است و در نهایت، وصل محبوب را آرزو کرده و از خود فاصله میگیرد تا یار بیاید.