نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک ره به سر تربتم از ناز نیامد

این جان ز تن رفته، دگر باز نیامد

پیغام دروغی که فریبد دل ما را

افسوس کزان لعل فسون ساز نیامد

خونین جگری بی تو نهفتیم ولیکن

از گریه، نگه داشتن راز نیامد

رفتم که نویسم من سودا زده حرفی

از مطلب گم گشته خبر باز نیامد

روزی که به دل ناله گره بود حزین را

ناقوس صنم خانه به آواز نیامد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به غم و اندوه ناشی از جدایی و فقدان کسی که به او محبت می‌ورزیده، پرداخته است. او به احساس تنهایی و ناامیدی از بازگشت آن شخص اشاره می‌کند و به بی‌فایده بودن تلاشانش برای بیان احساساتش می‌پردازد. همچنین، از ناامیدی نسبت به دریافت پیامی که دلش را شاد کند سخن می‌گوید و ناله و درد دلش را در این غم سنگین حس می‌کند. شکست در بیان احساسات و فقدان شادابی زندگی بدون آن محبوب، حسرت و تاسف او را به تصویر می‌کشد.