شمارهٔ ۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باشد رگ هر برگ چمن، دام هوسها
رشک است به آزادی مرغان قفسها
کوتاهی پرواز بود لازم هستی
پیچیده به بال و پر ما، تار نفسها
خفتیم درین مرحله تا قافلهها رفت
بیدار نگشتیم ز فریاد جرسها
رحم است به مستی که ز میخانه برآید
در کشور عقل است به هر کوچه، عسسها
کم فیض بود دولت دونان، که نگیرد
سرما زده، کام دلی از شعلهٔ خسها
گر آدمی، از شهد شرهناک بپرهیز
واماندهٔ زنبور، رها کن به مگسها
از منزل مقصود خبر باز نیامد
از بس که به صحرای طلب سوخت نفسها
دنیاطلبان را نشود نفس دنی سیر
نشنیده قناعت، سگ این هرزه مرسها
این طرفه که نبود خبر از محمل لیلی
برداشت ز جا، بادیه را شور جرسها
فریاد حزین از نفس سینهخراشت
نشتر به رگ گل زدی، آتش به قفسها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و تحلیل عمیق احساسات انسانی، از جمله حسرت، آزادی و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر با تشبیهات و تصاویر زیبا، به حسرت مرغان قفس و آرزوی پرواز آنها در دنیای آزاد اشاره میکند. او به کوتاهی پرواز انسانها و تاثیرات منفی زندگی دنیوی و مادی میپردازد، و اظهار میکند که دنیاطلبی انسانها باعث میشود که آنها از روح و حقیقت خود دور شوند. در نهایت، شاعر به ناکامی در یافتن مقصد و حقیقت زندگی اشاره میکند و بیان میکند که فریاد و درد درونی انسانها از این وضعیت ناشی میشود. شعر به نوعی نمایشگر تضاد میان آرزوها و واقعیتهای زندگی است.