شمارهٔ ۳۱۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
دمی هرگز نمی خواهم دو لب از هم جدا باشد
نگه دارد چرا در سینه، سالک عقدهٔ دل را
در آن وادی که خارش، ناخن مشکل گشا باشد
فرو ریزد اگر ایوان گردون، نیست پروایی
خرابات ارم بنیاد ما، عالی بنا باشد
به جرم بت پرستی از نظر افکنده ای ما را
چرا کس ای صنم این گونه کافر ماجرا باشد؟
حزین خسته دل را کشتی از بیالتفاتیها
چرا با آشنا، کس اینقدر دیرآشنا باشد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیدهای میپردازد که شاعر نسبت به عشق و ارتباطات دارد. او از خاموشی دل و longing برای نزدیکی به محبوب سخن میگوید و ابراز میکند که نمیخواهد هیچ فاصلهای بین خود و محبوبش وجود داشته باشد. شاعر همچنین به چالشهایی که به خاطر عشق تجربه میکند، اشاره دارد و از مشکلات و دردهای ناشی از جدایی و بیتوجهی دیگران میزند. او از بیعدالتی در طرز نگاه مردم به عشق و زیبایی میگوید و در نهایت به کشتن امیدها و آشنا نشدن با عزیزان اشاره میکند. در کل، این شعر غم و اندوه ناشی از دوری و ناامیدی را به تصویر میکشد.