شمارهٔ ۳۱۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد
کدورت در دل بی مدّعا هرگز نمی باشد
قیامت آمد و رفت و نیامد وعدهٔ زودش
وفا در یاد آن دیر آشنا هرگز نمی باشد
یکی از وصل می گوید، یکی از هجر می نالد
بساط عشق بازان بی نوا هرگز نمی باشد
ز خاطر، باده اول می زداید زنگ هستی را
نماز می گساران را، ریا هرگز نمی باشد
زخود رفتن سفر باشد، خراباتی نژادان را
به کوی می پرستان نقش پا هرگز نمی باشد
کند سرپنجهٔ افتادگی، صید زبردستان
سپاه خاکساران را، نوا هرگز نمی باشد
حزین ، احسان بود پیش از طلب، رسم جوانمردان
دَرِ ارباب همّت را، گدا هرگز نمی باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوعاتی مانند عشق، وفا، و حرمت در ارتباطات انسانی میپردازد. او به وضوح بیان میکند که جمعگرایی و بیصفایی نمیتواند وجود داشته باشد. کدورت در دل افرادی که بیادعا هستند نیز وجود ندارد. شاعر به وعدههای ناشده و فریبندگی عشق اشاره میکند و تأکید میکند که فضایی واقعی برای عشق و احساسات خالص وجود ندارد. او همچنین به بادهنوشی و ریاکاری در نماز میپردازد و بیان میکند که در جامعهی آنان که به میپرستی مشغولاند، ردپایی از حقیقت نیست. شاعر همچنین به سادگی و افتادگی انسانهای خاکی اشاره میکند و تأکید میکند که جوانمردی واقعی نیازمند احسان پیش از طلب است. با این توصیف، شعر به نقد موقعیتهای اجتماعی و اخلاقی میپردازد و سعی در برجستهسازی فضایل انسانی دارد.