شمارهٔ ۳۲۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شد
شب روشن سوادان از خطت صبح تجلّی شد
شنیدی شکوهام، از شرم طاقت آب گردیدم
به حرفم گوش دادی، بر زبانم لفظ، معنی شد
به سویم گرم دیدی، شبنم آسا از میان رفتم
به وصلم وعده دادی، خاطر از دوری تسلی شد
صبا می کرد ازگلشن به مرغان قفس نقلی
دماغ آشفتگان را عطر گیسویت تمنّی شد
نمودی حسن روزافزون، بهشت نقد را دیدم
به فرقم سایهٔ رحمت فکندی، رشک طوبی شد
دل دیوانه میزد با خیال نرگست نقشی
ز شوخیهای مژگان تو، داغ چشم لیلی شد
حزین کنج قفس بیهوده می باشد پرافشانی
به گیتی مایهٔ آسایشم کوتاه بالی شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره احساسات عمیق و تأثیر عشق بر زندگی فردی است. شاعر از زیبایی معشوق خود و تأثیرات آن بر دل و روانش میگوید. او به احساسات درونی خود اشاره میکند و نحوهای را که معشوقش او را تسلی میدهد توصیف میکند. عشق او را در برابر ناملایمات زندگی محافظت میکند و او را از دوری و غم دور میسازد. همچنین به توصیف زیباییهای طبیعی و تأثیر عطر و جلوههای معشوق بر محیط اطراف و احساسات دیگران میپردازد. در نهایت، شاعر به ناامیدی ناشی از جدایی و کمبود عشق اشاره دارد.