نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد

پی غارتگرم، در خانهٔ آیینه پیدا شد

نهان درموج خود شد بحر و سر زد از حباب من

گهر در آب خود گم گشت و در گنجینه پیدا شد

برون از خود سراغ لیلی خود داشتم، غافل

به صحرا داده بودم دل ز کف، در سینه پیدا شد

نمد، پاس صفای جوهر آیینه می دارد

جمال فقر ما، در خرقهٔ پشمینه پیدا شد

بنا دیروز شد میخانه و امروز از مستی

سر هر خم گشودم، بادهٔ دیرینه پیدا شد

پس از عمری که شد با دختر رز عشرتم روزی

ندانم از کجا دیگر، شب آدینه پیدا شد؟

حزین ، از نعل وارون دل خود حیرتی دارم

به فکر خرمی رفتم، غم دیرینه پیدا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر به بیان تجربه‌ها و احساسات شاعر می‌پردازد. شاعر از نشانه‌های وحشی در دل بی‌کینه‌اش سخن می‌گوید و به جستجوی خویشتن و زیبایی‌ها می‌پردازد. او به دنبال عشق و معشوقه‌اش (لیلی) است و در درون خود و زندگی‌اش، آرامش و غم را همزمان احساس می‌کند. شاعر به نشانه‌های فقر و غنى در زندگی اشاره می‌کند و از تغییرات زندگی‌اش و میخانه‌ای که به تازگی ساخته شده، می‌نویسد. در نهایت، او به تأمل در گذشته و غم‌هایی که با خود دارد، می‌پردازد و از حیرتی که از دلش برمی‌خیزد، می‌گوید.