نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از سبزه سبز، پشت لب جویبار شد

باغ از بهار، شاهد گلگون عذار شد

دامن کشان ز هر طرفی ابر تر رسید

چون خانه ی حباب، هوا بی غبار شد

شاخ از شکوفه، صبح تجلّی فروز گشت

چون زلف یار، ظلمت شب تار ومار شد

طوفان چار موجه اشکم، جهان گرفت

رگ های ابر، چون مژه ام آبدار شد

گیسوی چنگ گشت پریشان به مرگ غم

مینا خراب گریه ی بی اختیار شد

چشم جهان چو شبنم گل در پریدن است

حسن بهار، فتنه گر روزگار شد

ازکاروان فیض نگردی جدا حزین

پوید صبا پیاده ره و گل، سوار شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی‌های بهار و طبیعت است. شاعر از سبز شدن طبیعت و گل‌ها در بهار سخن می‌گوید و حالتی شگفت‌انگیز از زندگی و تجلی را نمایش می‌دهد. ابرها به مانند دامن‌هایی از هر سو به زمین می‌رسند و درختان با شکوفه‌ها پر می‌شوند. شاعر در عین حال از غم و اندوه نیز صحبت می‌کند و اشک‌هایی از چشمانش جاری می‌شود. بهار به عنوان یک فتنۀ زیبا در زندگی انسان‌ها نمایان می‌شود و طوفان احساسی شاعر را در برمی‌گیرد. او به زیبایی و دلربایی بهار اشاره کرده و حسرت جدایی از کاروان نعمت‌ها و زیبایی‌ها را با حسرت بیان می‌کند.