نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد

خروش بلبل وبوی بهار برخیزد

چه دولت است که در پای خم چو بنشینم

به جلوه، ساقی مشکین عذار برخیزد؟

به این کرشمه که از خاک کشتگان گذری

هزار ناله ز سنگ مزار برخیزد

ز دامن مژهٔ چشم سرمه ای پوشش

به صید دل نگه جان شکار برخیزد

ز ریزش مژه کز فیض اشک سیراب است

هزار رنگ گلم، ازکنار برخیزد

درین چمن سرکلک تو سبز باد حزین

که شور بلبل ازین شاخسار برخیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه‌های عشق و بهار می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت، به احساساتی چون شوق و عشق اشاره می‌کند. او به پرواز دل و شور بلبل در باغ اشاره دارد و می‌گوید که زیبایی یار و جلوه ساقی می‌تواند دل‌ها را به حرکت درآورد. همچنین از ناله‌های دل grieving و زیبایی رنگارنگ گل‌ها در این بهار حرف می‌زند. در نهایت، شاعر از تأثیر زیبایی‌ها بر روح و جان صحبت می‌کند و می‌گوید که این زیبایی‌ها، احساسات را زنده و شاداب می‌کنند.