شمارهٔ ۳۴۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد
دل شکسته اش از هر شکن فرو ریزد
به شیوه ای که ز گلبرگ تر چکد شبنم
نمک ز لعل تو شیرین سخن، فرو ربزد
نقاب زلف ز عارض اگر براندازی
صنم ز طاق دل برهمن فرو ریزد
خرام ناز تو ای شاخ گل، قیامت را
به خاک عاشق خونین کفن فرو ریزد
به سجده گاه تو، سر بر زمین چنان کوبم
که لرزه بر جگر اهرمن فرو ریزد
به کاوش مژه نازم که از جراحت دل
به خاک کوی تو خون یمن فرو ریزد
به بیستون قدم آهسته تر نهم، ترسم
که پاره های دل کوهکن فرو ریزد
نشاط بی تو همانا، حرام گشته به دل
که باده، خون شود از چشم من فرو ریزد
ز چین طره آن نازنین غزال، حزین
چه نافه هاکه به جیب ختن فروریزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، احساس عشق و دلتنگی خود را بیان میکند. او به معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که هرگونه زیبایی و لطافتی که از او نشأت بگیرد، باعث شکسته شدن دل او میشود. او همچنین از ناز و خرابی که معشوقش به دل عاشق میآورد، سخن میگوید و ابراز میکند که حتی نگاه او نیز میتواند احساساتش را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر به عشق و شدت احساسی که نسبت به معشوقهاش دارد، میپردازد و نشان میدهد که وجود او چقدر بر دل عاشق تأثیرگذار است. به طور کلی، شعر نمایانگر عشق عمیق و تأثیرات آن بر زندگی و احساسات فرد است.