نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ما فلک دون چه به یغما بستاند؟

این سفله چه داده ست که از ما بستاند؟

کوثر جگر تشنه فرستد به سوالش

خاری که نم از آبله ی پا بستاند

گر نیست تبسم، سر دشنام سلامت

دل کام خود از لعل شکرخا بستاند

سودای کریمان همه سود است که نیسان

گوهر عوض قطره ز دریا بستاند

از گرسنه چشمان به حذر باش که ساغر

هر قطره که خم داد، ز مینا بستاند

این است حزین ، از کرم ساقی امیدم

ما را به یکی جرعه می، از ما بستاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود دربارهٔ زندگی و گرفتاری‌های انسانی می‌پردازد. او به نقد دنیا و نابرابری‌ها اشاره می‌کند و می‌پرسد که چرا از انسان‌ها فراتر از آنچه که دارند، انتظار می‌رود. شاعر به تصویر کشیدن چگونگی رنج و تشنگی انسان‌ها می‌پردازد و از خواسته‌های نابه‌جا صحبت می‌کند. در پایان، او به امید دریافت یک قطره از می و محبت سخن می‌گوید، که نشان‌دهندهٔ نیاز به رحمت و دوستی در زندگی است.