شمارهٔ ۳۶۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
دریا کش زخمیم، ز ساغر چه گشاید؟
در سایهٔ داغیم، ز خورشید چه منّت؟
همسایهٔ بختیم، ز اختر چه گشاید؟
دارو ندهد سود به بیمار محبت
عمر ار گذرد تلخ ز شکر چه گشاید؟
تمکین رود از دست، دل آید چو به طوفان
دریا چو به هم خورد ز لنگر چه گشاید؟
ناصح چه دهد بیهده بر باد نفس را
دیوانهٔ عشقم، ز فسونگر چه گشاید؟
در طالع خود بیند اگر دولت وصلت
آیینه، نظر پیش سکندر چه گشاید؟
هر زخم به روی دل عاشق در فتحی ست
زین بیش ز تیغ تو ستمگر چه گشاید؟
تا یار شد از دیده، نهادم مژه بر هم
شهباز نظر دوخته ام پر چه گشاید؟
در بزم گشایند چو دیوان حزین را
خمّار، خم میکده را سر چه گشاید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ای شاعر، در این شعر به حس تشنگی و درد ناشی از عشق و فراق اشاره میشود. گوینده به تبیین وضعیت دلbroken خود میپردازد و میگوید گرچه به دنبال آرامش و درمان است، اما هیچ چیز از جمله محبت، دارو یا نصیحت ولنگر نمیتواند او را از این حال رهایی بخشد. او در پی یاری و وصالی است که انگار در سرنوشتش نوشته شده، ولی از دسترس دور است. در نهایت، هر زخم و درد که بر دل عاشق مینشیند به نوعی فتح و پیروزی محسوب میشود. این شعر به نمایان کردن عمق احساسات و ناچاری انسان در مواجهه با عشق و غم میپردازد.