شمارهٔ ۳۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
سرویم و بود عقده خاطر ثمر ما
از ناز، کله گوشه به خورشید شکستیم
افکنده جنون، سایهٔ داغی به سر ما
دیگر لبش از شادی دل غنچه نگردید
هر زخم که خندید، به روی جگر ما
خوب آمدی ای شور نمکدان قیامت
می جست تو را داغ پریشان نظر ما
از قطره زدن باز فتد گام نخستین
گر ابر شود همنفس چشم تر ما
ما چون ز خرابات جهان پاک برآییم؟
آلوده برون رفت ز جنت، پدر ما
دستی که می ام داد، تو را بست به خشکی
زاهد چه زنی طعنه به دامان تر ما؟
خواهیم حزین ، آنقدر از خویش رمیدن
کاوازه به جایی نرساند خبر ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر "دهقان نبرد" به توصیف احساسات و تجربیات انسانی میپردازد. در این شعر، شاعر از رنجها و زخمهای روحی خود سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه زندگی و ناکامیها بر او سایه افکندهاند. او به شکستهای عاشقانه و احساس ناامیدی اشاره میکند و به دنبال شادی و امید میگردد. همچنین، شاعر به تقابل میان دنیا و جنت پدر اشاره میکند و نگرانی از قضاوتهای دیگران را بیان میکند. در نهایت، او به دنبال رهایی از خود و مشکلهای زندگی است. این شعر با استفاده از تصاویری غنی، پیچیدگیهای وجودی انسان را به تصویر میکشد.