شمارهٔ ۴۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
دو جهان پر شود از کوکبه شاهی ما
در حقیقت بر ما، بت شکنی خودشکنی ست
صیت اسلام بود، بانگ انا اللّهی ما
بس که بار غم هجر تو، گران افتاده ست
سایه، از ضعف ندارد سر همراهی ما
چون دل عرش جناب، آینه داری داریم
کو سکندر که زند کوس فلک جاهی ما؟
صف مژگان تو گر سایه به دریا فکند
خار قلاب شود در بدن ماهی ما
پیش چشم تو، ز غم گر بگدازیم چو شمع
بر تو روشن نشود محنت جانکاهی ما
حیرت عالم آب، آینه ماست حزین
ساغر باده بود صیقل آگاهی ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عمق احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر با زبانی عارفانه و توصیفی از عشق و فراق صحبت میکند. او به توحید و حقیقت زندگی اشاره میکند و میگوید که در مسیر عشق، شکستن بتها به معنای شکستن خودخواهی و عبور از غم است. غم فراق محبوب برای شاعر طاقتفرساست و او از ضعف و ناتوانی در کنار دوستانش سخن میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و قدرت خاص او را ستایش میکند. در نهایت، شاعر میگوید که حیرت و شگفتی جهان از آینه وجود اوست و آگاهی او همانند ساغر بادهایست که جان را صیقل میدهد.