نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما

طالع به وصال تو نویسد صلهٔ ما

یاران سبک سیر، رسیدند به منزل

چون نقش قدم، مانده به جا قافلهٔ ما

شایستهٔ برق است به صحرای ملامت

خاری که به خون تر نشد از آبلهٔ ما

پیرانه سر، آزادگی از عثثت نداربم

رگها شده درگردن ما، سلسلهٔ ما

ای بی خبران پای طلب رنجه مسازید

نزدیکتر از ماست به ما، مرحلهٔ ما

گر موج زند بر لب ما، تلخی عالم

هرگز نزند چین به جبین حوصلهٔ ما

دستان زن مستیم حزین ، تا نفسی هست

از عشق، نکونام بود سلسلهٔ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به عشق و رابطۀ انسانی می‌پردازد. شاعر از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و به زیبایی‌ها و سختی‌های عشق اشاره می‌کند. او به تلاش یارانش در مسیر زندگی اشاره می‌کند و چگونگی باقی ماندن ردپای آنان را یادآور می‌شود. همچنین شاعر به مقاومت در برابر مشکلات و عدم تسلیم به سختی‌ها تأکید کرده و از همدلی و پیوند عاطفی میان خودش و معشوق سخن می‌گوید. به طور کلی، این شعر حس عمیق عشق و رنج را به تصویر می‌کشد.