شمارهٔ ۳۹۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
بلی ویرانه جز سیلاب معماری نمی دارد
به کف چیزی ندارم تا نثار مقدمت سازم
که در راهت دل و جان قدر و مقداری نمی دارد
حلاوت نیست در گفتار آن شکرشکن طوطی
که منظور نظر، آیینه رخساری نمی دارد
به هرکشور وفا را عمرها شد عرضه می دارم
متاع بی بهای ما خریداری نمی دارد
سرم را همچو خاتم غیر زانو نیست بالینی
گرفتار غم عشق تو غمخواری نمی دارد
به دست عشق می باشد، رگ جانهای معشوقان
کدامین شاخ گل در پای خود خاری نمی دارد
نبخشد دل فروغی تیره روزی های بختم را
سواد زلف او چون من شب تاری نمی دارد
سرم بادا حزین خاک در آن خانه پردازی
که بر دوش کسی زآزادگی باری نمی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره موانع و مشکلات عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر از گریه و غم عشق گفته و تاکید میکند که در این دنیا، ویرانی و عدم وفا وجود دارد. او بیان میکند که هیچ چیزی برای تقدیم به معشوق ندارد و عشق او رنجی بدون پاداش است. همچنین اشاره میکند که عبارات شیرین و زیبا، درک عاطفی واقعی را منتقل نمیکنند. در نهایت، شاعر آرزو دارد که در سرزمینی آزاد زندگی کند، جایی که بار responsibiliy آزادانه بر دوش کسی نباشد.