نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

دلِ شاد، رند می آشام دارد

جم دور خوبش است تا جام دارد

چو گوهر، دل عارف از لنگر خویش

درین بحر پر شورش، آرام دارد

خلانند در دیده صد نیش خارش

ز یک چشم خوابی، که بادام دارد

در آیینهٔ طلعت یار پیداست

به ما، هر چه در پرده ایام دارد

نه از بخت دارم شکایت نه از چرخ

مرا یار بی رحم، ناکام دارد

به گرد عذارش خط کافر است این

که صبح امید مرا شام دارد

بود ننگ از نام رندی که در عشق

غم ننگ دارد، سر نام دارد

حزین ، از کران تا کران حرف عشق است

نه آغاز دارد، نه انجام دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احوالات و احساسات شاعر در مورد عشق و دل شادیش است. شاعر به توصیف حالاتی می‌پردازد که در کنار محبوبش، دلش شاد و شاداب است. او عشق را همچون دریایی پرشور می‌داند که عارف در آن آرامش می‌یابد. شعر همچنین به چالش‌ها و غم‌های عشق اشاره می‌کند، با تصاویری از خواب و امید. شاعر از بخت و تقدیر شکایت نمی‌کند، اما از ناکامی در عشق گله‌مند است. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که موضوع عشق و رندی هیچ پایانی ندارد و همواره در حال تغییر و تحول است.