نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد

کدامین راز را دیدی که غمّازی نمی دارد؟

بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی

لب پرخندهٔ گل هرگز آوازی نمی دارد

هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا

به غیر از گریه، دل آیینه پردازی نمی دارد

تو نازکدل چرا ازگریهٔ من روی می تابی؟

کدامین شاخ گل، مرغ سخن سازی نمی دارد؟

نمی گردم اگر گرد سرت، خاطر نرجانی

که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد

به خواری، شحنهٔ عشق افکند از سینه بیرونش

دل کبکی که زخم، از چنگل بازی نمی دارد

گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش

حزین ، امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های دنیای عشق و غم می‌پردازد. او به رازهای پنهان زندگی اشاره می‌کند که هیچ نشانه یا صدایی از آن‌ها وجود ندارد. عاشقانی که به خاطر نازک‌دلی و دل‌شکستگی خاموشی را برگزیده‌اند، و همچنین به آرامش ظاهری عشق اشاره می‌کند که در واقع درون آنها چیزی جز غم و شادی‌های نهان وجود ندارد. شاعر از درد و غم خود می‌گوید و با گل و پرندگان به عنوان نماد عشق و زیبایی مقایسه می‌کند، در حالی که برخلاف ظاهر زیبا، در درون خویش درد را حس می‌کند و از عاشق بودن و زخم‌هایی که بر دل دارد سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر می‌گوید که گلستان زیبای دنیا نیز در حال حاضر هیچ نغمه‌ای ندارد و این خود نشان از فقدان شادی و عشق در دل‌هاست.