نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد

فیض چمن، به رخنه دیوار می‌رسد

گردد قبول عذر گریبان پاره‌ام

دستم اگر به دامن دلدار می‌رسد

عیبم مکن که حوصله‌سوز است مستیم

پیمانهٔ نگاه تو، سرشار می‌رسد

آزادگی گزین که ازین دشت پرفریب

گر می‌رسد به جای، سبکبار می‌رسد

دلتنگی از فغان من ای غنچه‌لب چرا؟

یک ناله هم به مرغ گرفتار می‌رسد

دارد امیدوار مرا بخت سبز خویش

آخر به وصل آینه، زنگار می‌رسد

هرگز ندیده است ز دشمن کسی، حزین

آن‌ها که بر من از ستم یار می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و متناقض انسانی می‌پردازد. شاعر از دیدار معشوق و زیبایی‌های زندگی صحبت می‌کند و به عذابی که در دل دارد اشاره می‌کند. او امیدوار است که با وجود همه مشکلات، در نهایت به وصالی دست یابد. شاعر همچنین به غم و اندوه خود و دیگران اشاره می‌کند و از دشواری‌هایی که در زندگی با آن‌ها مواجه است، می‌نویسد. در کل، شعر نشان‌دهنده تداخل عشق، مشکلات و امید است.