شمارهٔ ۴۲۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
به کف شاخ ز گل جام رسید
شاهد باغ، می آشام رسید
خاک را خلعت خضرا دادند
غنچه را حلهٔ گلفام رسید
ابر با چتر فریدون آمد
لاله را از کف جم، جام رسید
رعد هم کوس ز کاووس گرفت
برق با خنجر بهرام رسید
کج نهاد افسر داراب سخن
زلف سنبل به سرانجام رسید
موکب گل به صد آیین آمد
سرو هم با علم سام رسید
موج را درع نریمان دادند
سیل با دبدبهٔ عام رسید
ارغوان آتش زردشت افروخت
شحنهٔ بوالهوس خام رسید
باغبان تخت سلیمان آراست
خسرو گل به صد اکرام رسید
قسمت فیض بهاران می کرد
یک شکر خواب به بادام رسید
زهدا را خشکی اعصاب فشرد
توبه را علت سرسام رسید
نوبت بلبل رامشگر شد
دل بی تاب به آرام رسید
به دل شاد کشیدیم حزین
هر چه از ساقی ایّام رسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیباییهای بهار و شگفتیهای طبیعت میپردازد. در آن از حضور گیاهان و گلها، بارش باران، و ویژگیهای مختلف فصل بهار سخن گفته شده است. نمادهایی مانند ابر، رعد، برق و گیاهان مختلف به تصویر کشیده شدهاند که نشاندهنده نشاط و زیبایی این فصل هستند. همچنین به حس شادابی و دلخوشی ناشی از بهار اشاره دارد و در نهایت از آرامش و خوشحالی در دل شاعر و اطرافش سخن میراند. عبور زمان و تغییرات آن نیز به خوبی در این شعر نمود پیدا کرده است.