شمارهٔ ۴۲۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
هر غباری ست ز آیینه فراموشش باد
دامن مرحمت دولت ساقیست فراخ
جرم من پردگی خلق خطاپوشش باد
یا رب آشفته مکن طرهاش از زاری دل
آه دوشینهٔ من خواب فراموشش باد
از سر زلف، دل خام طمع در تاب است
سر شوریده دلان محرم آغوشش باد
چشم دل پرده گشای گل مستورش شد
گوش جان نکته نیوش لب خاموشش باد
کشد از خونم اگر باده، حلالش باشد
زند از شیرهٔ جان ساغر اگر، نوشش باد
بلبل کلک حزین کز سخن آهنگان است
نغمه سنج سمن صبح بناگوشش باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از گذشته و دلتنگیهای خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که عذر او را بپذیرد. او به فراموشی خود اشاره میکند و میخواهد تا از زاری دلش آشفته نشود. همچنین، شاعر به زیباییهای عشق و شوق دلباخته اشاره کرده و خواستار حالتی از آرامش و لذت در کنار محبوبش است. او از احساسات عمیق خود در مقابل معشوق صحبت میکند و به نغمههای زیبا و شیرینی که عشق به او میبخشد، اشاره دارد. در کل، شعر بازتابی از عشق، احساسات و longing (دلتنگی) شاعر نسبت به محبوبش است.