شمارهٔ ۴۳۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد
در عربده می باشد چون ترک تقاضایی
مژگان تو پنداری از ما طلبی دارد
در میکده خاکم را پیمانه کنی یا رب
شاید دل حسرت کش لب را به لبی دارد
ای دل نشوی غافل از فیض بناگوشش
در پرده سواد خط صبح عجبی دارد
افسانه کند خوابش آشوب قیامت را
دل بیهده در کویش شور و شغبی دارد
بی رنج نشد حاصل، نه کفر نه ایمانم
از بتکده تا کعبه هر جا ادبی دارد
بگشای حزین چشمی کان مهر جهان آرا
در محمل هر ذرّه لیلی نسبی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احوالات عاشقانه و عواطف شاعر نسبت به معشوقهاش میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق و تاثیر آنها بر دل و جان خود سخن میگوید. او از جذابیت ظاهری معشوق، از جمله زلفها و چهرهاش، و همچنین از احساسات عمیق و پیچیدهای که این زیباییها در او ایجاد میکنند، یاد میکند. در این شعر، عشق و زیبايي به عنوان عاملی برای شور و شوق و همچنین درد و حسرت تصویر شدهاند، و شاعر به شدت تحت تاثیر این عواطف قرار دارد. او از چالشهای عشق و رنجهای ناشی از آن نیز سخن میگوید و به این ترتیب، حالاتی از شوق و اضطراب را به تصویر میکشد.