نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را

بر رگ جانم افکنی، طرّهٔ دلفریب را؟

این ستم دگر بود، کز تف خوی گرم تو

گریه به کام دل نشد، عاشق بی نصیب را

ناله به زیر لب گره، چند کنم که می زند

باد بهار دامنی، آتش عندلیب را

از اثر تبسّم غنچهٔ ناشکفته اش

بلبل گلستان کند، نوگل من ادیب را

خنده په زخم من چرا، شور لبت نمی زند؟

از نمک کرشمه ات، نیست خبر، رقیب را

نیست اگر پسند تو، شیوهٔ بی گنه کشی

از گنهم حساب کن، شکوهٔ بی حسیب را

گر مددی کند حزین ، فیض دم مسیح ما

نیم شبی قضا کنم، نالهٔ عندلیب را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عواطف عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر از غم و اندوهی که به خاطر محبت معشوقش بر او می‌گذرد، سخن می‌گوید. او از یک طرف، به زیبایی و طراوت معشوق اشاره می‌کند و از طرف دیگر، از تباهی و درد ناشی از آن عشق بی‌ثمری که تحمل می‌کند، می‌نالد. شاعر به غم و عشقش اشاره دارد و حسرت عدم توجه معشوق را بیان می‌کند. در نهایت، او آرزو می‌کند که اگر کمک و نجاتی شبیه دم مسیح بیابد، بتواند ناله‌های خود را آرام کند.