شمارهٔ ۴۴۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
ز بوی گل، دماغم فکر دامن چیدنی دارد
ز هم چون بگسلد شیرازهٔ دفتر ، بهاران را،
ورق گرداندن برگ خزان هم دیدنی دارد
به کار هستی بی اعتبارش حیرتی دارم
که صبح باد پیما فرصت خندیدنی دارد
دل تفسیدهای دارم ز مخموری، بیا ساقی
به کشت تشنگان، ابر قدح باریدنی دارد
هوا شبنم فشان شد از بهار و خاک تردامن
کنون در پیش پای توبه ها لغزیدنی دارد
کند قمری ز سرو و بلبل از گل قصه پردازی
دهان نغمه سنجان چمن بوسیدنی دارد
حزین افسانه کوته کن گران خوابان غفلت را
سخن چون پرده را نازک کند، سنجیدنی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و تجربیات نویسنده درباره موضوعات مختلفی از جمله عشق، ناامیدی، و زیباییهای طبیعت میپردازد. وی از بیوفاییها و رنجها سخن میگوید و به یاد عطر گلها و زیبایی بهار میافتد، در حالی که حسرت گذشت فصلها و زیباییهایی که از دست رفتهاند را دارد. همچنین، نگرانی از عدم اعتبار زندگی و حیرتی که از آن ناشی میشود را بیان میکند. نویسنده از عاشقانههای طبیعت و هنر نیز یاد میکند و از چگونگی تأثیر آنها بر احساسات انسان صحبت میکند. در نهایت، به اهمیت توبه و دیدن واقعیتها در زندگی تأکید میکند.