نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد

شهید خنجر مژگان شدن اجر دگر دارد

به دور آسمان افتادگان را نیست امّیدی

مگر ما را ز خاک آن حلقهٔ فتراک بردارد

نمی آرد برون هرگز سر از صبح قیامت هم

که می گوید شب حسرت نصیبی ها سحر دارد؟

به کوی عشق یک طرار می باشد، خبر دارم

به هر جا گم شود دل، طرهٔ شب زو خبر دارد

حزین نیم بسمل را به طالع نیست پروازی

که این بلبل قفسها در شکنج بال و پر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجربه‌های سخت و دردناک اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که حتی اگر خون و رنج زیادی در راه عدالت ریخته شود، پاداش شهیدان متفاوت و ارزشمند است. شخص در جستجوی امیدی است تا از وضع خود رهایی یابد، اما معمولاً امیدی برای افتادگان وجود ندارد. شاعر به شب حسرت اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. همچنین، در عشق و دل‌باختگی، هر جا که دل برود، عشق و شب در آنجا حضور دارد. در پایان، شاعر به بلبل قفس‌ها اشاره می‌کند که بر اثر محدودیت‌ها و نگرانی‌ها، نمی‌تواند پرواز کند. در کل، مضمون اثر به مشکلات عشق و رنج‌های زندگی مرتبط است.