شمارهٔ ۴۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
گل عرق آلود شرم کرده جبین را
وحشت دلهای آرمیده عجب نیست
غمزهٔ صید افکنت گشاده کمین را
کرده خرابات، چشم باده پرستت
خاطر پاک هزار گوشه نشین را
عرش برین شد زمین،که رفعت کویت
قاعده بر هم زد، آسمان و زمین را
من چه حریفم که ازتطاول زلفت
متقیان باختند ملت و دین را
دل نشود چون ز تاب رشک گزیده؟
مور خط افتاده آن لب شکرین را
در صف بزم تو نیست حاجت مطرب
زمزمه گرم است ناله های حزین را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره دارد و احساسات عمیق عاشق را نسبت به او توصیف میکند. شاعر از شرم و زیبایی معشوق میگوید که به دلها وحشت میآورد و غمزههای او مانند دام پرخطر است. همچنین، تأثیر چشمان معشوق را بر روی دلهای عاشقان و زخمهای ناشی از عشق بیان میکند. او به قدرت معشوق اشاره دارد که بر اساس آن، آسمان و زمین تحت تأثیر قرار میگیرند. در نهایت، شاعر از احساسات خود در این بزم عاشقانه صحبت میکند که نیازی به ساز و نوا ندارد، چرا که غم و شادی در نالههای عاشقانه مشخص است.