شمارهٔ ۴۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
که چون پروانه، در رقص آورم دیوانهٔ خود را
فروغ شمع من، خاصیت بال هما دارد
مرصع پوش، در محفل کند، پروانهٔ خود را
به جرم اینکه دایم از سبو چشم طمع دارد
فکندم چون گل اشک از نظر، پیمانهٔ خود را
اساس شهر و کو، از اشک پرشورم خطر دارد
به هامون می فشانم، گریهٔ مستانهٔ خود را
ندارد حاصلی جز سوختن، تخم امید من
سپندآسا در آتش می فشانم، دانهٔ خود را
بَرِ آن تندخو، شرح غم دیرینه می سنجم
به آتش می نمایم، گرمی افسانهٔ خود را
حزین از عشق می گویم به عقل بی خبر، رمزی
به زاهد می دهم مردآزما، پیمانه خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و درد دل خود سخن میگوید. او با چراغانی کردن دل ویرانش، به شادی و عشق پروانهوار خود اشاره میکند و میخواهد غم و شوقش را به نمایش بگذارد. شیرینی اشکهایش مانند عطر گل است و او در پی رهایی از داغ دلش است. شاعر بر این نکته تاکید دارد که عشق او تنها به سوختن امید منجر شده و با وجود این، هنوز با شور و شوق درباره غمهایش مینویسد و به دیگران، به ویژه زاهدان، در مورد تجربیات و احساساتش میگوید. او تلاش میکند دلتنگی و عشقش را به شیوهای عمیق و شاعرانه به تصویر بکشد.