شمارهٔ ۴۶۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
باید نهاد لب به لب تیغ و آب خورد
پیمانهٔ نگاه تو از ما اثر نهشت
این طرفه مجلسی ست که ما را شراب خورد
کوته تر است از نگه نارسای ما
دور از تو بس که رشتهٔ جان پیج و تاب خورد
بر هر چه تافت نور محبّت صفا گرفت
پاک است هر زمین نجس، کآفتاب خورد
عشق از ازل بلای دل و جان بود حزین
آتش غریب نیست که خون کباب خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به عمق مشکلات و رنجهای عشق و زندگی میپردازد. او به فریبهای عمر و ناتوانی انسان در مقابل سرابها اشاره کرده و بیان میکند که باید با واقعیتها مواجه شد. همچنین از تأثیر نگاه محبوب و احساسات درونی سخن میگوید و به پیچیدگیهای عشق و دردهایی که بر دل و جان میگذرد، اشاره میکند. در نهایت، عشق را به عنوان بلایی قدیمی و آتشینی توصیف میکند که به جان و دل آسیب میزند.