شمارهٔ ۴۶۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد
آسوده از ثواب و خلاص از عذاب مرد
چشمی به دور دهر سیه کاسه سیر نیست
اسکندرش به حسرت یک جرعه آب مُرد
اوضاع زشت عالم دون دیدنی نبود
آسوده آنکه در شب مستی به خواب مُرد
از جور بی حساب تو جاوید زنده ایم
زاهد ز بیم پرسش روز حساب مُرد
خون بی بهاست عاشق حاضر جواب را
جان خواست از حزین لب او، در جواب مُرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نگرشهایی درباره زندگی، مرگ و وجود میپردازد. شاعر به افرادی که در میکدهها به مستی میپردازند، اشاره میکند و میگوید که آنها از ثواب و عذاب رها هستند. او همچنین به ناامیدی انسانها در برابر دنیا و مشکلاتش میپردازد و بیان میکند که کسانی که در شبهای مستی میخوابند، از نگرانیهای دنیوی آزادند. در ادامه، به بیعدالتیهای زندگی و ترس زاهدان از روز حساب اشاره میکند. در آخر، شاعر به ارزش عشق و پاسخ عاشق به زندگی اشاره دارد. این اشعار بر اهمیت تجربه زندگی و شادی در لحظات حال تأکید میکند.