شمارهٔ ۴۷۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
مطرب کجاست تا دم عیسی به نی کند؟
یک عیش و عشرت است ولی منزلش دوتاست
عاقل به قصر جنّت و مجنون به حی کند
بنگر به فال سعد در اوراق روزگار
تا آگهت ز قصّه کاوس کی کند
وقت عزیز خویش به اندیشه داده ای
غافل که روزنامهٔ عمر تو طی کند
از کاوش زمانه به آزادگی رهی ست
این نیش خدِّ ناقهٔ آمال پی کند؟!
دندان حرص کُند به ترشی نمی شود
چین جبین علاج طمع پیشه کی کند؟
شاهنشهی ست عشق و درفش قلم حزین
تسخیر ملک نظم به اقبال وی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم عشق، زندگی و گذر زمان میپردازد. او از ساقی میپرسد که چرا آتش موسی از می سوخته است و میخواهد بداند که مطرب کجاست تا دم عیسی را به نی بنوازد. شاعر زندگی را به دو بخش تقسیم میکند: لذت و اندوه. او عاقلان را به قصر بهشت و مجنونان را به جستجوی عشق ترغیب میکند. شاعر به خواننده توصیه میکند که به فال سعد توجه کند و از گذر زمان غافل نشود، زیرا عمر به سرعت در حال سپری شدن است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که آزادگی در زندگی به واسطه کاوش زمانه به دست میآید و حرص و طمع تنها به رنج و تلخی منجر میشود. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان یک پادشاه عظیم و قلم را به عنوان ابزار تسخیر نظم معرفی میکند.