شمارهٔ ۴۷۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اهل قلم فراغت دنیا نمیکنند
کاری که دست میکند اعضا نمیکنند
تیغ برهنه است کسی کز طمع برید
آزادگان به خلق مدارا نمیکنند
بیآرزو شود دل بیآرزو نصیب
این است دولتی که تمنّا نمیکنند
بر دامن رضاست سر خستگان عشق
افتادهاند و تکیه به دنیا نمیکنند
گل نشکفد ز گلبن افسردهخاطران
تا ابر دیده را چمنآرا نمیکنند
روی نگاه عجز ندارند عاشقان
سر زیر تیغ آن مژه بالا نمیکنند
نقد است قسمت همه دلها ز جور تو
ارباب جود وعده به فردا نمیکنند
خاک مراد دیدهوران است گرد غم
این خاک را به کاسهٔ دنیا نمیکنند
بینا نمیشود دل شوریدگان حزین
تا دیده را نقاب تماشا نمیکنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نگرش اهل قلم و عاشقان به جهان و زندگی میپردازد. شاعر اذعان دارد که نویسندگان و هنرمندان از دنیای مادی چشمپوشی میکنند و به کارهای واقعی و عمیق میپردازند. آنها به خاطر طمع و دنیاپرستی به دیگران ستم نمیکنند و از خواستههای بیهوده دوری میگزینند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که انسانهای آزاد و دلشکسته نمیتوانند تکیهگاه خود را به دنیا و مادیات بگذارند و به عشق و احساسات وفادارند. در پایان، به ناامیدی و مشکلات زندگی اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که انسانها به درک عمیقتری نرسند، زندگیشان واقعی و بینا نخواهد بود.