شمارهٔ ۵۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
به الفت آشتی ده، آن قرار بیقراران را
غم دیرینه دارد الفتی با چشم گریانم
شراب کهنه مشتاق است، ابر نوبهاران را
نمکپروردهٔ عشقیم و داریم از لبت شوری
به مرهم آشنایی نیست، داغ دلفگاران را
سلوکم در طریق عشق با یاران به آن ماند
که مور لنگ همراهی کند، چابکسواران را
گریبان چاک باشد دلق ما تردامنان تا کی؟
به می آلوده گردان، خرقهٔ پرهیزگاران را
دل عاجز، حریف ترک چشمت کی تواند شد؟
به خون غلتانده مژگانت، صف خنجرگذاران را
حزین آسودگی صورت نبندد با سخنسنجی
کمند از پیچ و تاب خود بود، معنیشکاران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از دغدغههای عاشقانه و دردهای دل سخن میگوید. شاعر از خداوند درخواست تسلی و آرامش برای دلهای پر امید و بیقرار میکند. او به غم دیرینهای اشاره میکند که با اشکها و حسرتها پیوند دارد و همچنین به عشق و شوری که از معشوق به دل دارد. شاعر در مسیری پر از عشق و همراهی با یارانش توصیف میکند که چقدر سخت است پیمودن این راه در حالی که خود را با چالشها و دلبستگیهای عاطفی مواجه میبیند. او از عذاب دل و ناتوانی در مقابله با خنجر نگاه معشوق شکایت دارد و در نهایت بر این نکته تأکید میکند که آرامش را فقط از درون خود میتواند یافت و ممکن است این جستجو همچنان ادامه دار باشد.