شمارهٔ ۴۸۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
آمد ادبار درین کوچه و اقبالی کرد
نیست امروز عجب گر غمش از شادی ماست
آنکه دی از غم ما آن همه خوشحالی کرد
گرچه دریا نشود خشک به تردستی ابر
در غمت ریزش مژگان دل ما خالی کرد
سرشویده ی من باج ز مجنون گیرد
عشق در مملکت درد، مرا والی کرد
پیر ما را به جهان بخت جوان شد چو شراب
شوخی عهد صبا را به کهنسالی کرد
مرحبا عشق کزو قطرهٔ ما دریا شد
دل ما را صدف گوهر اجلالی کرد
مرغ گلشن ز تو شیون مگر آموخت حزین
که سحر ناله به طرزی که تو می نالی کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأثیر عشق و جنون بر زندگیاش اشاره میکند. او بیان میکند که ننگ و درد عشق باعث شده نامش بزرگ و عالی شود و این عشق به نوعی برای او خوشبختی و شادی به ارمغان آورده است. شاعر از غم و شادیهای خود سخن میگوید و نشان میدهد که غم او در واقع سرچشمه شادی است. او به عمق احساساتش اشاره میکند و بیان میکند که عشق در زندگیاش حاکم شده و او را به مقام والایی رسانده است. در نهایت، شاعر به زیبایی و قدرت عشق اشاره میکند و میگوید که عشق او را از حالت عادی فراتر برده است.