نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید

مگر یک بار هم از کوچه راه انتظار آید

گوارا نیست آب زندگانی، بی حریفانم

به حسرت می کشم پیمانه ای، تا گل به بار آید

شرابی چون ندارم با کباب خویش می سازم

دل خود می خورم در آشیان تا نوبهار آید

کهن اوراق ما جانا همایون فال می باشد

نگه دار این دل سی پاره را، گاهی به کار آید

حزین آشفته دارد خامه ام را خطّ مشکینی

نی من ناله هر جا سر کند، بوی بهار آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر بیانگر حس و حال عاشقانه و انتظار اوست. او از معشوق خود سخن می‌گوید که در حال رفتن است و این رفتن او را دچار پریشانی کرده است. شاعر به‌دنبال لحظه‌ای است که دوباره محبوبش را ببیند و بر دل‌تنگی‌اش فائق آید. او در تنهایی و حسرت، از زندگی بدون یارانش گلایه می‌کند و به دنبال شرابی است که این غم را تسکین دهد. در نهایت، او اشاره به گذشت زمان و یادهایی از گذشته می‌کند و تأکید بر ناله‌ها و احساسات عمیق خود دارد که به بوی بهار و نو شدن زندگی می‌رسد.