شمارهٔ ۴۹۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
گلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد
دل شور برآورد ز آسوده مزاجان
زاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد
در مهد گران خواب عدم بود دو عالم
آن روز که ما را ستم عشق صلا زد
هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداخت
آلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد
در شهر فنا، شحنه غیور است، حذر کن
هرکس که سرافراخت، به شمشیر فنا زد
جایی که غم عشق بود مهر پدر چیست؟
یعقوب خمش گشت و دلم وا اسفا زد
دست هوس از نعمت کونین کشیدیم
این همّت مردانه به عالم سرپا زد
در نکته حزین نقش حریفی چو تو ننشست
هرجا رقمی زد نی کلک تو، به جا زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق، غم و فنا پرداخته و از احساسات و حالات درونی شاعر سخن میگوید. شاعر از صدایی که به حریفان میزند و از زیبایی و نواهای تازه گلها سخن میگوید. سپس به دل شوری اشاره میکند که از آرامش میپردازد و به عشق و جنون میپردازد. در ادامه به واقعیت فنا و خطراتی که در زندگی وجود دارد، اشاره شده و میگوید که در جایی که غم عشق وجود دارد، مهر پدر نیز تاثیری ندارد. شاعر در نهایت به تلاش و همت مردانه اشاره کرده و میگوید که هیچ نقش و ردی از عشق تو، به مثالی دیگر نمیرسد. به طور کلی، شعر درباره تضادها و چالشهای عشق و زندگی است.