نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد

که دل را وحشت از مکروه دیدن بیش می ‎گردد

کم از کژدم نباشد، اختلاط تلخ گفتاران

گزیدن چون زبان عادت نماید، بیش می گردد

لباس عاریت گردید سلطان را دو گز دیبا

ازین پیرایه چون عریان شود درویش می گردد

درین محفل برای دیگران چون شمع می سوزم

به کار خود نیاید هرکه خیراندیش می گردد

حزین ، چون شمع محفل، فارغ از اندیشهٔ رزقم

چو روزی از دل خود گشت، بی تشویش می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون عشق، وحشت، و تنهایی می‌پردازد. او می‌گوید که وقتی دل از بدی‌ها و ناخوشایندی‌ها وحشت‌زده می‌شود، دنیا پر از زیبایی‌های فریبنده است. همچنین به روابط تلخ میان انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که عادت به گفتار ناپسند ممکن است باعث گزیدن همدیگر شود. شاعر همچنین به وضعیت سلطان اشاره دارد که در زندگی خود به ظاهری فریبنده پرداخته است و در نهایت باید با حقیقت خود رو به رو شود. او خود را به عنوان شمعی در میان جمع معرفی می‌کند که برای دیگران می‌سوزد، اما در این میان نیازهای خود را فراموش کرده است. در نهایت، او به آرامش دست می‌یابد و از تشویش‌ها رها می‌شود.