نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من چشمم و عالم همه خار است ببینید

چشمی که به خارش سر و کار است ببینید

هرگز نشود پی نفس سوخته را گم

دل تا لب من آبله دار است ببینید

از نرگس او دیده وران مست و خرابند

این نشئه که در جام خمار است ببینید

گردیده زره، پوست براندام شهیدان

مژگان کسی دشنه گذار است ببینید

بخشیده خط سبز که، تشریف قبولش؟

این حله که بر دوش بهار است ببینید

هر برگ خزان، دفتر صد رنگ گشاده ست

طراح بهاران به چه کار است ببینید

حاجت به گواهی نبود قتل حزین را

دستی که ز خونش به نگار است ببینید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی‌های زیبایی از عشق و زیبایی‌های آن می‌پردازد. او با ابراز احساسات خود، به بی‌قراری و حالات عاشقانه‌اش اشاره می‌کند. در اینجا، چشم عاشق و دنیای اطرافش را به کشش و دردهای ناشی از عشق نسبت می‌دهد. شاعر اشاره می‌کند که دلش پر از زخم و درد است و زیبایی چشمان محبوبش باعث مستی و سرمستی او شده است. همچنین، شاعر به تزیینات و زیبایی‌های بهاری اشاره می‌کند و در نهایت با تاکید بر عمق احساسات خود، به بی‌نیازی از گواهی برای اثبات عشق و دردش می‌پردازد. کل شعر نشانی از عشق و زیبایی، درد و شیدایی است.