نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر

هر گوشه ای فکندی، در خون شکار دیگر

نرگس اگر چه خود را مخمور می نماید

چشم سیاه مستت، دارد خمار دیگر

حسنت به کار عاشق یک مو نکرد تقصیر

ابرو به تیغ بازی، مژگان به کار دیگر

صد بار اگر بریزی با تیغ غمزه خونم

بازت به معرض آرم، جان فگار دیگر

تا چند سرگرانی، با بیدل حزینت؟

خونش توگر نریزی ، عاشق شکار دیگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از معشوق خود می‌گوید که زیبایی‌اش باعث بی‌قراری و عذاب عاشق شده است. او اشاره می‌کند که جذابیت معشوق حتی در حرکات ساده‌اش تأثیرگذار است و این تأثیر به حدی است که عاشق را مجروح و دردمند می‌کند. شاعر همچنین به ناامیدی و غم خود از چگونگی رفتار معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که تکرار این درد و عذاب برای او تبدیل به سرنوشت شده است. به طور کلی، شعر به عمق احساسات و تناقضات عشق و انتظار عاشق پرداخته است.