نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مزد تردستی فرهاد رسید آخر کار

بازوی تیشه به فریاد رسید آخر کار

عشق درکشتن عشاق، مدارا می کرد

تیغ ناز تو به امداد رسید آخر کار

عاقبت کلبه ما جنت جاویدان شد

غم عشقت به دل شاد رسید آخر کار

جان به کف، وحشی ما داشت به ره چشم امید

تیغ بی رحمی صیّاد رسید آخر کار

ناله های من مخمور، اثر داشت حزین

غلغل شیشه به فریاد رسید آخر کار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دقت به مراحل مختلف احساسات و وضعیت‌های عاشقانه اشاره می‌کند. ابتدا از رسیدن مزد تردستی فرهاد (نماد عشق و فداکاری) صحبت می‌کند و به تیزی تیغ ناز معشوقه و عشق اشاره می‌کند که با وجود سختی‌ها، سرانجام به آرامش و شادی می‌انجامد. او همچنین به دلتنگی و امیدهای ناکام خود اشاره می‌کند و می‌گوید که در نهایت، دلش شاد می‌شود. متن به نظرات و احساسات عاشقانه به شیوه‌ای زیبا پرداخته است که نشان‌دهنده پیچیدگی‌های عشق و امید است.