شمارهٔ ۵۴۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز
به پای گل بنشین، مست و می کشان برخیز
کرشمه می برد از حد نهال و جلوه، سمن
نگار من، پی تاراج گلستان برخیز
به چین جبهه نیرزد چو گل دو روز حیات
شکفته با همه بنشین و مهربان برخیز
بیا به میکده بنشین به کام دل زاهد
شراب کهنه ما نوش کن ، جوان برخیز
بر آستان گدایان شبی سری بگذار
به مدعای دل خویش کامران برخیز
اساس عشق من و حسن یار محکم باد
بهار گو برو و مرغ از آشیان برخیز
بلاست رشک محبت بر اهل درد حزین
چو شد وصال میسر، خود از میان برخیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شاعرانه دعوت میکند که بانوی زیبایی به نام نسرین از خواب برخیزد و در میان گلها بنشیند. شاعر از زیباییهای گلها و دلرباییهای او سخن میگوید و بر ارزش زندگی و لحظههای شاد تاکید میکند. او به میکده دعوت میکند تا از شراب بنوشند و لحظههای شیرین را غنیمت شمارند. در نهایت، شاعر به عشق و وصال اشاره میکند و بر این نکته تاکید دارد که عشق و محبت باید قوی و پایدار بماند.