شمارهٔ ۵۵۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
در جیب جان سوخته، یک مشت داغ ریز
اززهد خشک مهر و وفاگل نمی کند
خونش به خاک شوره زمین فراغ ریز
از غیب بشکفان لب لعلی به طالعم
شوری درین بهار مرا در دماغ ریز
مشکین عذار من، به چمن طرّه برفشان
بویی ازین بنفشه و سنبل به باغ ریز
هرگز به کویت آبله پایان نمی رسند
خاری به راه پی سپران سراغ ریز
ای دل درین بهار، نثار ره جنون
اشکی به رنگ لاله به دامان راغ ریز
شوری فتاده است حزین از نوای تو
مشتی ازین نمک به گریبان داغ ریز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و احساسات عمیق اشاره دارد. عاشق از درد و رنج خود میگوید و از آن میخواهد که عشقش را به دنیای اطراف بریزد. او به گفتن از زهد خشک و بیاحساس اشاره میکند که نمیتواند احساس واقعی را بروز دهد. با توصیف زیباییهای باغ و بهار، نویسنده احساس شور و شوق عاطفی را منتقل میکند. او همچنین از دلتنگی و اشکهایش سخن میگوید و نشان میدهد که عشق و جنون او بیپایان است. در نهایت، این شعر ترکیبی از زیبایی و درد است که در زندگی عاشق جاری است.