شمارهٔ ۵۵۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
در عشق محرمیم به نامحرمی هنوز
افشرده بود رنگ خزانم بهار را
خون می چکد ز ناصیه خرمی هنوز
با آن که گشته ام نمکستان خنده ات
نالد دهان زخم، ز بی مرهمی هنوز
از جلوه تو محفل سوز است سینه ام
در دیده می تپد نگه ماتمی هنوز
افغان من فسانه خواب تغافل است
دارد اثر، به نالهٔ من همدمی هنوز
با آنکه از خدنگ تو چاک است سینه ام
چونگل نبرده راه به دل بی غمی هنوز
نم درجگر نمانده و چشم ترم حزین
از ابر نوبهار ندارد کمی هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن احساس دوری و غم ناشی از جدایی از یار را بیان میکند. او به عشق خود محرم است اما هنوز از یکدیگر دورند. زیبایی و طراوت عشقش به میردم خزان تبدیل شده و درد جدایی بر روح و جانش چیره شده است. با وجود همه دردها، هنوز امیدی به وصل حس میکند و عواطفش در برابر زخمها و غمهای عمیقش به شدت زنده است. او به مرگ و زندگی، عشق و جدایی از یار مینگرد و نشان میدهد که احساسات انسانی مانند چشمهای زنده از دلش جاری هستند.