نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی مطرب و می چشم تری را چه کند کس؟

پیمانهٔ خونین جگری را چه کند کس؟

گر صرف نثار قدم یار نگردد

چون اشک گرامی گهری را چه کند کس؟

آشوب دل از سلسلهٔ زلف تو افزود

دیوانهٔ بی پا و سری را چه کند کس؟

گر شوخی حسنت نکند انجمن آرا

چون شمع فروغ نظری را چه کند کس؟

در آتش محرومی رخسار تو دل سوخت

پروانه بی بال و پری را چه کند کس؟

دل بردی و پروای نگهداشتنش نیست

چون چشم تو، بیدادگری را چه کند کس؟

در دل شکن این شکوه حزین ، از سر غیرت

بر لب نفس بی اثری را چه کند کس؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به بیدادگری و زیبایی معشوقش اشاره می‌کند و از درد و حسرت ناشی از آن صحبت می‌کند. او می‌گوید که بدون وجود معشوق، هیچ‌کس نمی‌تواند از غم و اندوه دل رهایی یابد. اگر محبت معشوق به دل نرسد یا زیبایی او به نمایش در نیاید، همه چیز بی‌معنا خواهد بود. شاعر به زوال و ناتوانی خود در مقابله با این احساسات پرداخته و نشان می‌دهد که عشق و زیبایی معشوق چقدر بر روح و جان او تأثیر گذاشته است. این شعر به طور کلی بیانگر اندوه و عطش عشق و همچنین ناتوانی در فراموشی معشوق است.