شمارهٔ ۵۵۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
ز سرفرازی آن سرو پایدار مپرس
به غمزه های شکارافکن از کمین برخیز
ز خونبهای من ای نازنین سوار مپرس
گداخت زهر فراق تو جان شیرینم
ز تلخ کامی شبهای انتظار مپرس
تویی که چاره دلهای دردمندانی
ز دردمندی دلهای بیقرار مپرس
مقیم لنگر تسلیم عشق باش حزین
درین محیط پرآشوب از کنار مپرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که به درد و رنج او توجه کند و از اوضاع درونیاش نپرسد. او از غرور و وقار معشوق میگوید و به تلخی فراق و شبهای انتظار اشاره میکند. شاعر به معشوق میگوید که او تنها راه تسکین دلهای دردمند است و از او میخواهد که در این اوضاع سخت و بیثبات، کنارش بماند و کمک کند. در کل، شعر بیانگر عمق عشق و درد فراق و همچنین طلب یاری از معشوق است.