شمارهٔ ۵۵۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
غیر از دل برشته کبابی ندید کس
آیا کدام شیوه، دل آشوب عاشق است؟
روی تو را ز طرف نقابی ندید کس
در دهر گوشه ای که توان زیستن کجاست؟
اینجا به کام جغد، خرابی ندید کس
در حیرتم که شادی و غم را مدار چیست؟
لطفی عیان نگشت و عتابی ندید کس
جز مهر اوکه در دل صدپارهٔ من است
در شیشهٔ شکسته، شرابی ندید کس
یک دل نشد ز چرخ سیه کاسه کامیاب
زین جام سرنگون دم آبی ندید کس
مژگان چو خار در قدم اشک گرم سوخت
آتش فشان چو دیده، سحابی ندید کس
باشد بهشت، صحبت دیوانگان حزین
کز پند عاقلانه عذابی ندید کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر در این قطعه بیان میکند که در بزم عشق، جز خون و دلشکستگی چیزی ندیده و از غم و شادی نیز در حیرت است. او به جستجوی زیبایی و راحتی در زندگی میپردازد، اما همه جا را خراب و بیروح مییابد. همچنین، او مهر معشوق را در دل خود حس میکند و به توصیف عشقش به صورت معجونی از درد و اشک میپردازد. در نهایت، شاعر به اینجا میرسد که بهشت را در جمع دیوانگان غمگین جستجو میکند، چرا که از نصایح عاقلانه و راحتی زندگی چیزی نیافته است.