شمارهٔ ۵۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
سودایی خال تو، سویدای دل ما
دارد به گریبان تمنا، گل امّید
از خار رهت، آبلهٔ پای دل ما
چون برگ خزان دیده به هم ربط نگیرد
از بس که ز هم ریخته اجزای دل ما
خونین جگر لالهٔ صحرای تو لیلی
داغ تو، سیه خانهٔ صحرای دل ما
بگشود ز گردن رگ جان و نگشاید
زنّار سر زلف تو، ترسای دل ما
بگشای حزین ، پرده ازین ساز که سازد
از ناله، نیِ کلک تو احیای دل ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و دلتنگی است. شاعر به زیبایی زلف معشوق و آثار عشقش بر دل اشاره میکند. او از خواستهها و امیدهایش در دل صحبت میکند و به زخمها و دردهای ناشی از دوری میپردازد. دل شاعر همچون برگهای پاییزی پریشان و آشفته است. معشوقش باعث رنج و شعف در دل او شده و حال او را نشان میدهد. در نهایت، شاعر از ساز و نالهای صحبت میکند که ناشی از عشق و دلتنگی اوست و میخواهد غم و شوقش را با این نغمهها ابراز کند.