شمارهٔ ۵۶۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
احوال پریشانی ما را ز صبا پرس
تا کی گذری از بر ما مست تغافل
یک بار ز حال دل شیدایی ما پرس
ای برق به خرمن زده، از خار میندیش
حال دل زار، از لب هر برگ گیا پرس
گر بی سر و سامانی صحرای جنون را
خواهی که بدانی، ز من آبله پا پرس
افتاد اها حزین در قدم محمل نازت
بی تابی حال دل او را ز درا پرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مراد خود که یک معشوق است، خطاب میکند و از او میخواهد که از حال و روز پریشان عاشقش بپرسد. او با نگاهی به زیباییها و رنجهای عاشقی، از معشوق میخواهد تا اندکی توجه به دل شیدایش داشته باشد و از حال او پرسوجو کند. در کل، شعر حس عمیق عشق و longing (آرزو) را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد تا از رنجهای عاشق باخبر شود.